
ميگويند: روزي يکي از انبياي الهي در گذر خود به مردي پير و فرتوت برخورد که براي خود جايگاهي در بالاي درخت کهنسالی ساخته بود و در آن به عبادت خدا مشغول بود.
سر سخن را با او باز کرد و در نهايت پرسيد: حالا چرا اينجا و در بالای درخت زندگي ميکني؟ چرا برای خود خانه ای نمی سازی؟
گفت: جوان که بودم در عالم رؤيا به من خبر دادند که بيش از 900 سال زندگي نخواهم کرد ، لذا حيفم آمد که اين عمر کوتاه را به جاي عبادت ، در راه ساختن خانه و کاشانه تلف کنم.
آن نبي گفت: اما به من خبر رسيده که زماني خواهد رسيد که در آن مردمان بيش از 80 يا 90 سال عمر نميکنند ، اما براي خود قصرها و برج ها ميسازند.
او گفت: اي بابا ، اگر عمر من 90 سال بود که آن را با يک سجده سپري ميکردم.
نظرات شما عزیزان:

.gif)
.gif)
.gif)

باید بریم توی قبرستون ها تا ببینیم که چقدر جوون زیر خاکن و عبرت بگیریم.
زیبا بود.
.gif)
.gif)
.gif)

عالي بود
.gif)
.gif)
.gif)

.gif)
.gif)

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
